Find our ways towards democracy in Iran!

Monday, March 07, 2005

!نقشه راه

توضیح:
متاسفانه نمودار و اشکال به درستی درج نشده است.
"انقلاب اسلامی با تکیه بر شعارهائی کلی به قدرت رسیده بود. رهبران انقلاب هرگز جزئیات برنامه های احتمالی خود را شرح نمی کردند. می گفتند بر انداختن سلطنت درمان همه دردهای اجتماعی است. می گفتند بحث جزئیات را باید به بعد از رفتن شاه موکول کرد."(معمای هویدا؛ میلانی 425) حال چگونه است که باری دیگر ما ازتجربه های گذشته خود بهره نمی جوییم و حل مشکلات و مسائل مبهم امروز را به آینده موکول می کنیم؟


1) نقشه راه چیست؟
« نقشه راه» بررسی مجمل راهکارهای سیاسی کوتاه مدت و درازمدتی است که در نگاهی کلی و گذرا قابل درک، نقد و پیگیری باشد. « نقشه راه» در واقع توافقنامه ای است میان گروه های سیاسی, خواهان حکومتی مردم سالار/ دموکراتیک که برای پیگیری مذاکرات نیاز به اجماعی مشترک بر سر مسائل کلی دارند. این پیشنهادنامه می کوشد در بستری آکادمیک راه حلی برای بحران ایران بیابد و تا حد ممکن از موضع گیری های حزبی به دور باشد. جزئیات پیشنهادهای مطرح شده در مراحل بعدی در اختیار موافقان این طرح کلی قرار خواهد گرفت.

هدف
هدف کلی " نقشه راه،" جایگزینی رژیم جمهوری اسلامی با حکومتی دموکراتیک و منتخب مردم است که حافظ و برقرار کنندۀ آزادی های فردی و اجتماعی و برابری یکایک افراد کشور صرف نظر از قومیت، جنسیت و یا باورهای دینی آنها باشد.

ویژگی متمایز
این طرح می کوشد با استفاده از روش های مسالمت آمیز و به دور از خشونت، بحران ایران را به شیوه ای منطقی و با حداقل هزینه های مالی و جانی حل کند.

2)
تحلیل بحران
این طرح بر اساس این دیدگاه تدوین شده که اساسی ترین بحرانی که ایران در حال حاضر با آن روبه روست، بحرانی سیاسی است. شکی نیست که ایران و مردمان آن از مشکلات فرهنگی و اجتماعی بسیاری رنج می برند اما ریشه این بحران و راه حل آن، درنابسامدی نظام سیاسی واصلاح این نظام فرض شده است. در طول دهه های گذشته برای حل این نابسامانی ها، انقلاب های فرهنگی، برنامه ریزی های پیشروی اقتصادی و اصلاحات سیاسی بسیاری پیشنهاد شده که هر کدام به نوعی ناکارآمد از آب در آمده اند و نتوانسته اند تغییری بنیادین در روند این بحران روز افزون به وجود آورند.
اعتقاد ما بر این است که روند اصلاحی در ایران باید مسیری دوسویه و دو طرفه را طی کند؛ به این معنا که با مدیریت هوشمند سیاست مداران و طبقه نخبگان، روندی از بالا به پایین در جامعه شکل گیرد و با ایجاد فضای مناسب و تشویق حرکت های مردمی، امکان مشارکتی از پائین به بالانیز فراهم آید.



ترسیم موقعیت اپوزیسیون خارج از کشور و دیدگاه های آنها
اپوزیسیون (مخالفان) نظام جمهوری اسلامی ایران در کنار یکدیگر طیف ایدئولوژی های سیاسی کاملا متنوعی را پوشش می دهند که می توان آن را روی نموداری به تصویر کشید. این طیف از یک سو به هواداران سلطنت مطلقه و از سوی دیگر به چپ های تک حزبی و مجاهدین خلق می انجامد. چپ های تک حزبی خواهان حکومتی کارگری، کمونیستی ــ سوسیالیستی و در کل غیر مذهبی هستند، در حالیکه مجاهدین خلق می خواهند حکومتی اسلامی با اصولی بنیادی تر از حکومت فعلی ایران بر سر کار آورند. در میانه این طیف می توان احزابی را قرار داد که به حکومتی چند حزبی و پارلمانی معتقدند و رقابت احزاب با یکدیگر را جزء لاینفک نظام دموکراتیک آینده ایران می دانند.



در باره اپوزیسیون به جرات می توان به دو مساله اشاره کرد:
١) اکثر احزاب و سازمان های مخالف جمهوری اسلامی در وسط این نمودار قرار می گیرند.
٢) در میان احزاب اپوزیسیون هیچ کدام دارای اکثریت نیستند.


مشکلات اپوزیسیون
شاید به جرات بتوان گفت بزرگترین مشکل اپوزیسیون خارج از کشور عدم همکاری و توافق آنها با یکدیگرباشد. این موضوع باعث شده بعد از گذشت بیست و شش سال مبارزه سیاسی بر علیه جمهوری اسلامی هیچ کدام آنها نتوانند بدیل یا آلترناتیوی برای حکومت اسلامی به ملت ایران و دنیا پیشنهاد کنند. سن بالای اکثر رهبران و کارنامۀ آنان مشکل دیگری است که اپوزیسیون گرفتار آن است. پرونده فعالیت های نه چندان مثبت ابن رهبران ( و نقش مستقیم و یا غیر مستقیم برخی از آنها در ایجاد نظام جمهوری اسلامی و یا برقراری آن) باعث شده از یک سو اعتماد مردم از ایشان سلب شود و از سوی دیگر هر کدام آنها دیگری را با تهمت جاسوسی جمهوری اسلامی از خود براند. این تعصب تا آنجا پیش می رود که هر منتقد یا مخالفی با این اتهام که جاسوس جمهوری اسلامی یا مزدور بیگانگان و دولت های خارجی است، از صحنه خارج می شود و عرصه بحث بر سر راهکارهای سیاسی را به میدان جدال های شخصی بدل می گردد.

مشکلات و نواقص طرح های پیشنهادی
متاسفانه بیشتر طرح های مطرح شده توسط اپوزیسیون دچار تکرارگویی هستند. این طرح ها گاه آنقدر جزیی می شوند که شباهتی به استراتژی های مبارزاتی ندارند و گاه آنقدر کلی هستند که عملا غیر قابل اجرا به نظر می رسند و سالیان سال در حد طرح های مکتوب باقی می مانند. طرح های دیگر که عمل گرایانه تر هستند نیز ابهامات بسیاری دارند.( به عنوان مثال در طرح ۶٠ میلیون که بر برگزاری انتخاباتی مردمی بعد از فروپاشی نظام جمهوری اسلامی تاکید دارد هیچ معلوم نیست کدام نهاد ملی حاکم، ناظر بر انتخابات خواهد بود.) ابهام های این قبیل طرح ها باعث شده جناح های سیاسی با متضاد ترین دیدگاه ها از آن ها حمایت کنند و هر یک این طرح ها را بر اساس مصالح خود تعبیر و تفسیر نمایند.

در حال حاضر اکثرقریب به اتفاق گروه ها و احزاب سیاسی بر بایکوت انتخابات ریاست جمهوری ایران تاکید دارند. در صورتی که اگر مراحل تغییرحکومت ایران, آن طور که در" نقشه راه" ترسیم شده، پیش رود می توان از این انتخابات به مثابه یکی از نمودهای «مقاومت های به دور از خشونت» سود جست؛ به این شیوه که مردم آرای باطله خود را به صندوق ها خواهند ریخت و مخالفت خود را با تمام کاندیداهای ریاست جمهوری نظام جمهوری اسلامی ثابت خواهند کرد. این مخالفت می تواند با تبلیغات کمیته اتحاد ملی/ وفاق ملی صورت جدی تری به خود بگیرد؛ به این ترتیب که پس از اعلام نتایج انتخابات مردم به خیابان ها بیایند و از آرای باطله خود دفاع کنند.

3)
مراحل تغییر حکومت

برنامه زمانی پیشنهادی
طرح "نقشه راه" در سه بخش و بر طبق زمان بندی ذیل پیشنهاد میشود:


PHASE I (1 MARS – 31 MARS 2005)
تدوین قانون اساسی
پیش نویس قانون اساسی فارغ از هرگونه ایدئولوژی حزبی توسط متخصصان حقوقی؛ قضائی تدوین می شود. این قانون اساسی باید تنها نکات مطلق از قبیل آزادی های فردی، اجتماعی، آزادی بیان، تشکلات؛ جدائی دین از حکومت (دولت) و یا به بیانی دیگر؛ نبود دین رسمی در کشور؛ ( یا اصطلاحا موارد سیاه و سفید) را در بربگیرد. این قانون که بر اساس حکومتی چند حزبی و اعلامیه جهانی حقوق بشر نوشته می شود پنج بخش را در بر می گیرد:

١) وظایف و حدود رئیس کشور ( مشروطه سلطنتی و جمهوری)
(The Act of Succession)
از آنجا که درصدی از مبارزان و احزاب سیاسی خواستار حکومت مشروطۀ سلطنتی و بخشی دیگر خواهان جمهوری هستند، در این بخش باید وظایف و حدود اختیارات پادشاهی مشروطه نیز در کنار وظایف و حدود اختیارات رییس جمهور در قانون اساسی بیاید. طبیعی است که با برگزاری انتخابات آزاد و راه یافتن نمایندگان ملت به مجلس؛ بنا به میزان رای احزاب و کرسی آنان در مجلس نوع حکومت آیندۀ ایران مشخص می شود و یک بخش؛ حکومت جمهوری یا سلطنت مشروطه، توسط مجلس منتخب مردم از قانون اساسی حذف می شود.

۲) طریقه تشکیل دولت و مجلس
(The Instrument of Government)
مساله مهمی که باید در این بخش از قانون اساسی مشخص گردد این است که احزاب برای کسب کرسی های مجلس باید حد اقل چه میزان از آرا را کسب کنند. همان طور که در بخش مشکلات اپوزیسیون اشاره شده، احزابی که در حال حاضر چه در داخل ایران و چه درخارج از کشور به فعالیت مشغولند بسیار متنوع و پراکنده اند و گاه دیده می شود که بر محور یک ایده سیاسی، چندین حزب موازی به تبلیغ و فعالیت مشغولند. تدوین پیشروی این بخش از قانون اساسی می تواند باعث اتحاد احزاب شود و در این برهه حساس، از اتلاف زمان و نیروی انسانی جلوگیری کند.

۳) آزادی بیان
(The Freedom of Expression Act)

۴) آزادی نشر
(The Freedom of Press Act)

۵) تمامیت ارضی
(Territorial Integrity)

بند های ۲ تا ۵ از آنجا که موارد مطلق و حقوق انسانی را در بر می گیرند، قاعدتا مورد تایید اکثریت احزاب هستند. طبیعی است که تغییر قانون اساسی از اصول قانونی و زمانی از پیش تعریف شده ای پیروی می کند که در قانون اساسی پیشنهادی لحاظ شده است.


PHASE II (1 APRIL – 1 MAJ 2005)
1)ائتلاف احزاب اپوزیسیون
پس از تدوین قانون اساسی احزابی که آن را به عنوان پیشنهاد قانون اساسی برای آینده دموکراتیک ایران بپذیرند، گرد هم خواهند آمد و هم پیمانی خود را حول این قانون اعلام خواهند کرد.

2) تشکیل کمیتۀ اتحاد ملی/ وفاق ملی
کمیته اتحاد ملی سویه اجرایی ائتلاف احزاب اپوزیسیون به حساب می آید و هدف اصلی آن این است که سیاست های مبارزاتی احزاب را با یکدیگر هماهنگ کند. اعضای این کمیته توسط احزاب حاضر در ائتلاف انتخاب می شوند.

وظایف کمیته اتحاد ملی:

الف) تعیین اعضای دولت موقت
ب) گرفتن قول اعتبار مالی از بانک جهانی و دیگر نهادهای اقتصادی (نظیر IMF) در این دوران می تواند از بروز بسیاری از بی ثباتی های اقتصادی و حتی اجتماعی در دوران گذار جلوگیری کند
ج) تبلیغات کمیته با معرفی این نهاد به عنوان آلترناتیو جمهوری اسلامی به مردم و نهاد های سیاسی و اقتصادی آغاز می شود. این تبلیغات مبارزاتی دو حوزه اصلی « اعتمادسازی» و« آگاه سازی» را در بر می گیرد، که در ذیل به آنها اشاره می شود.


3) تعیین اعضای دولت موقت
دولت موقت دولتی است که در نبود جمهوری اسلامی ، برای جلوگیری از خلا سیاسی، تا زمان برگزاری انتخاباتی آزاد؛ مسئولیت اداره کشور را به دست خواهد گرفت. اعضای این دولت توسط کمیته اتحاد ملی انتخاب می شوند. اعضای دولت موقت بر حسب تخصص انتخاب می شوند و این افراد حق عضویت در گروه خاص سیاسی را ندارند.

وظایف دولت موقت پیش از تغییر حکومت
اعضای دولت موقت تا تغییر کامل حکومت گمنام باقی خواهند ماند، اگرچه این نباید مانع برقراری جلسات هماهنگی میان آنها شود. نتایج این جلسات باید در اختیار کمیته اتحاد ملی قرار گیرد تا مقدمات اجرایی ساختن آنها به تدریج فراهم آید. دولت موقت تا زمان تغییر کامل حکومت به هیچ وجه حق ندارد وارد مبارزات سیاسی یا تبلیغاتی شود و باید در عمل وجهه بی طرف و کارشناسانه خود را حفظ کند.

وظایف دولت موقت در فاصله تغییر حکومت و روی کار آمدن دولت جدید
هرج و مرج و تهدید امنیت شهروندان بزرگترین بحرانی است که در دوران خلا سیاسی رو می نماید و جامعه را دچار مشکلاتی جدی و غیر قابل جبران می کند. به عنوان مثال چه کار باید کرد تا آن گونه که در عراق شاهد آن بودیم، موزه های ملی غارت نشوند و جامعه عرصه انتقام کشی های شخصی نشود؟ پیش بینی این مشکلات طبق الگوی عراق، افغانستان یا کشورهای اروپای شرقی و ارائه راه حل های جدی برای پیشگیری از آنها، بر عهده کمیته اتحاد ملی است. ( به عنوان مثال ممکن است کمیته از نیروهای انتظامی بخواهد که با بازوبند سفید به خیابان ها بیایند و به عنوان نیروهای متعهد به آزادی و دموکراسی از اموال و جان مردم نگهداری کنند.).

وظایف دولت موقت پس از تغییر حکومت
الف) تاسیس دادگاه های عفو/ حقیقت جو
از آنجا که در دوران حاکمیت دولت موقت نظام قضایی کشور هنوز شکل نگرفته، دادگاه هایی که دولت موقت تشکیل می دهد تنها باید از ساختار دادگاه های عفو/ حقیقت جو پیروی کنند و حق صدور حکمی ندارند. به زبان دیگر می توان فرض را بر این گذاشت که زمان برخورداری از عفو در قبال اعتراف به مدت حکومت دولت موقت (6 ماه تا 12 ماه ) باشد.

ب) بررسی وضعیت کسانی که از تغییر حکومت آسیب می بینند و رسیدگی به آنها
( توضیح: این بررسی به طور مفصل تری در طرح اولویت های کاری دولت بعدی قرار می گیرد اما از آنجا که آسیب پذیران بالقوه یک انقلاب اجتماعی، ممکن است به مخالفان بالفعل این تغییر بدل شوند، رسیدگی به وضعیت این گروه و تضمین حمایت دولت آینده از آنها به نوعی در برنامه های مبارزاتی پیش از تغییر حکومت نیز قرار می گیرد. )

١) معتادان
۲) کارمندان دولت
۳) سپاه پاسداران؛ بسیج و نیروهای نظامی؛ انتظامی
۴) چک دارها (پیشنهادی برای حل این مشکل وجود دارد)، خریداران برگه های مشارکت ملی و کلیه کسانی که از بی ثباتی اقتصادی مرحله گذار آسیب می بینند.
۵) کارگران کارخانه ها
۶) کسانی که در اعتصاب ها شرکت کرده اند و از حقوق چندین ماه خود محروم مانده اند.
7) کسانی که از دولت جمهوری اسلامی مستمری دریافت می کنند.( نظیر خانواده های شهدا و جانبازان و آسیب دیدگان جنگ)

شیوه حمایت از این گروه ها در طرح تفصیلی اولویت های کاری دولت موقت و دولت آینده خواهد آمد.



PHASE III (1 MARS – 17 JUNE 2005)

1) معرفی اتحاد ملی به عنوان بدیل حکومت جمهوری اسلامی و جذب حمایت دولت های خارجی
مذاکرات کمیته اتحاد ملی با نهادهای بین المللی از این جا آغاز می شود. کمیته باید با ایجاد لابی های مختلف در سطح بین المللی، موافقان جمهوری اسلامی یا به طور کلی کسانی از نظام کنونی ایران سود می برند را به میز مذاکره دعوت کند و به آنها تعهد دهد در صورت همکاری با این جنبش سیاسی، حکومت آینده ایران حسن نیت شان را درمناسبات سیاسی و اقتصادی در نظر خواهد گرفت. طبیعی است نهاد هایی که به تحریم های سیاسی و اقتصادی کمیته علیه ایران تن ندهند، ازحکومت مردمی ایران سهمی نخواهند داشت و دولت آینده در مناسبات سیاسی و اقتصادی خود را با آنها تعریف خواهد کرد.
مذاکرات سیاسی کمیته شامل مخالفان خارجی جمهوری اسلامی نیز می شود. این مخالفان به میزان حمایت مالی و اعتباری خود از کمیته و جنبش مبارزاتی، خواهند توانست نظر مساعد حکومت آینده ایران را به سوی خود جلب کنند. طبیعی است که کمیته وفاق ملی حق ندارد تضمینی به این گروه ها بدهد، سود آنها را از آینده ایران تعیین کند و به بیان استعاری سهام انقلاب را به آنها بفروشد.

اعلام فاقد اعتبار بودن قراردادهائی که با رژیم جمهوری اسلامی بسته می شود
قراردادهایی که بعد از اعلام موجودیت کمیته اتحاد ملی/ وفاق ملی میان سازمان ها / دولت های خارجی و جمهوری اسلامی بسته شوند، در حکومت آینده ایران فاقد اعتبار هستند و مجددا از سوی دولت آیندۀ ایران مورد بازنگری قرار خواهند گرفت.

3) تبلیغات و جذب حمایت مردم از "نقشه راه" به عنوان راهکار مقابله با رژیم جمهوری اسلامی
تبلیغات کمیته در دو حوزه به موازات هم پیش می رود:
در بخش اول که از این پس آن را «مرحله اعتمادسازی» می نامیم، استراتژی های سیاسی کمیته به تصویر کشیده می شود. کمیته سعی می کند افق آینده ایران را به روشنی برای مردم ترسیم کند و دورنمای زندگی آنها برایشان به تصویر درآورد. در این بخش تمرکز اصلی کمیته بر جلب نظر و افکار عمومی به سوی خود است.

بخش دیگر بر محور« آگاه سازی» شکل می گیرد و می کوشد مفاهیم مطرح شده در جریان مبارزه را تا حد ممکن بشکافد و به مخاطبان تفهیم کند.( به عنوان مثال کمیته موظف است معنای واقعی شعار هایی نظیر جدایی دین از سیاست را بشکافد و این باور را در قشر مذهبی جامعه را به وجود آورد که حکومت جایگزین به هیچ وجه مخالف باورها، آیین ها و اماکن مذهبی نخواهد بود.)

شیوه و راهکارهای تبلیغ
برگزاری کنگره های چند روزه
انتشار بولتن ها و مجلات کاغذی و الکترونیک
حضور سنجیده در شبکه های متحد تلویزیونی

4) آغاز فعالیت های سیاسی و مقاومت به دور از خشونت
در این مرحله کمیته اتحاد ملی می کوشد با ترویج مبارزه های به دور از خشونت و تبلیغ اعتصابات و نافرمانی های مدنی به مبارزات خود چهره عملی تری بخشد. این مبارزات آرام می تواند با نمود بخشیدن به نارضایتی های اجتماعی ( نظیر انتخاب پوششی هماهنگ آنطور که در انقلاب نارنجی اوکراین اتفاق افتاد یا آهسته کردن سرعت قدم ها و حرکت ماشین ها آنطور که در شیلی روی داد.) آغاز شود و در نهایت به اعتصاب ها و تحریم ها( تحریم کالاها یا ماندن در خانه) بینجامد.
مهاجران ایرانی خارج از کشور باید نقشی فعال تر و مهمتر از گذشته در حمایت از خواست و فعالیت مردم داخل کشور ایفا کنند. برپایی تظاهرات و جلب حمایت کشورهای خارجی، حمایت مالی از جنبش آزادی خواهی مردم ایران، تحریم کالاها و خدمات صادراتی شرکت های دولتی و خصوصی متعلق به سران و یا سرسپردگان رژیم ایران ( این تحریم ها می بایست شامل اجناس و خدمات کشورها و شرکت های حامی جمهوری اسلامی نیز بشود)، همسوئی و همکاری رسانه های ماهواره ای و راه های مبارزاتی دیگر همه و همه حمایت هایی است که روند مبارزات را سریع تر می کنند .


4) چالش های پیش رو

الف) تهدید تجزیه طلبی و کشتارهای قومی و نژادی
به نظر می رسد مساله تضمین و حفظ تمامیت ارضی ایران توسط نیروهای خارجی و احترام همسایه ها به مرزهای ایران یکی از مهم ترین چالش های پیش روی دولت آینده ایران خواهد بود. از آن جا که پیش بینی می شود ایران در دوران گذار شاهد هرج و مرج های قومی و نژادی باشد، لازم است کمیته وفاق ملی ازهم اکنون راهکارهای مبارزه با این بحران را بررسی کند و حتی با همسایگان ایران مذاکراتی را پیرامون احترام به تمامیت ارضی کشور آغاز نماید.
موضعگیری سریع و قاطع آمریکا و کشورهای اروپائی در مورد احترام به تمامیت ارضی ایران و حمایت بین المللی از این اصل و اعلام آن بایستی از طرف کمیتۀ وفاق ملی پیگیری و انجام شود.

از سوی دیگر مساله فدرالیسم در ایران و استقلال نسبی اقلیتهای قومی نیز به دلیل نبود تکنوکراتهای لازم در تمام مناطق ایران باید به طور جدی به بحث گذاشته شود زیرا آن طور که به نظر می رسد بعضی از احزاب اپوزیسیون، پیوستن خود به ائتلاف احزاب را منوط به روی کار آمدن حکومتی فدرال خواهند کرد.

ب) بررسی گزینه حمله نظامی به ایران
یکی از اصولی که در تدوین این پیشنهادنامه مورد نظر قرار گرفته این است که به کمک مراحل پیشنهادی تغییر حکومت تا حد ممکن از حمله نظامی نیروهای خارجی ( امریکا و متحدانش) به ایران جلوگیری شود. اما در صورتی که جمهوری اسلامی به سرکوب وحشیانه مردم دست بزند، دخالت نیروهای خارجی زیر نظر سازمان ملل می تواند مثمر ثمر باشد.

ج) تعین سهم مهاجران ایرانی از آینده ایران
مساله مهم و حساسیت برانگیز دیگر این است که ایرانی های مهاجر تا چه حد حق یا اجازه خواهند داشت در آینده ایران نقش داشته باشند. آیا کسی که میلی به بازگشت و نوسازی ایران ندارد و می خواهد در کشور میزبان خود زندگی کند، حق رای و تصمیم گیری برای آینده ایران را دارا خواهد بود؟ تعداد زیاد مهاجران ایرانی خارج از کشور می تواند نتیجه برخی انتخابات را دچار تغیراتی سرنوشت ساز کند که شاید چندان به مذاق ایرانیان مقیم کشور که به طور مستقیم با مشکلات دست به گریبانند خوش نیاید.

بحث و اشتراک نظر در این مورد از بروز بسیاری از مشکلات آینده جلوگیری خواهد کرد.



سخن آخر:
مسلم است که مباحث مطرح شده در این « نقشه راه» نیاز به بررسی عمیق تری دارند و باید در نشست های کارشناسانه به نقد کشیده شوند. تنها ضمانت موفقیت آن نیز جلب اعتماد، همسویی و همکاری مردمی است؛ اما همکاری مردمی زمانی ممکن است که رهبران سیاسی ما به دور از کوته نظری های جناحی و شخصی و به طریقی عملی نشان دهند که می توانند با یکدیگر به همکاری بپردازند. حمایت جامعه جهانی از مبارزات مردمی ایران زمانی جامۀ عمل به خود می پوشاند که حداقل رهبران سیاسی ایران این عمل را به نمایش بگذارند.

This page is powered by Blogger. Isn't yours?